روزنوشته‌های یک مادر

به رنگ حنایی _۲

بدون دیدگاه

دخترک سه ساله در حال خوردن پفک بود پدرش به سمتش رفت و یک دانه از پفکش را برداشت دخترک دادا زد که بابا چرا از پفکم برمی داری بابا نیز خیلی عادی گفت باشه بابا نمی خورم و کنار کشید دخترک آنقدر از دست خود ناراحت شد که به سمت پدر  رفت و دستهایش را بوسید و گفت بابا ببخشید و تا آخر پفک از پدر خواهش می کرد که حتما زیاد بخورد



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 9 = پانزده

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>