روزنوشته‌های یک مادر

روزهای حنایی -۱۲

بدون دیدگاه

امشب از آن شبهای بود که کار خاصی از دستم بر نمی آمد برای تسکین درد حنانه جان انجام دهم، طفلکی مرتب پشت دستش و هر چیزی که در نزدیکی اش بود را گاز می گرفت و مرتب آب دهانش می ریخت، بیشتر افرادفامیل این رفتارها را نشانه های دندان در آوردن می دانستند. خلاصه اینکه از دردی که داشت امشب دیرتر خوابید.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هشت − 6 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>