روزنوشته‌های یک مادر

روزهای حنایی- ۲۱

بدون دیدگاه

حساسیتها و سرما خوردگی ها فصل بهار من و حنانه را نیز بی  نصیب نگذاشت و باعث شد حنانه حدود دو و من یک هفته سرما بخورم البته از آن سرماهایی که تمام انرژیت را می گیرد.

- خلاصه اینکه در این مدت شیرین عسل به محض اینکه بغلش می کنیم شروع به بای بای کردن می کند حال اینکه این خداحافظی یا با در و دیوار است یا با شخصی که نشسته است.

- حنانی هر فردی که به او نگاه نکند چنان گردن خود را به سمت صورت فرد کج می کند که فرد مقابل را یا به وجد می آورد و شروع به صحبت کردن با حنانه می شودT یا از روی  ناچاری مدتی را با حنانی سپری می کند.

خانم کوچیک علاقه خاصی به شعر عروسک قشنگ من قرمز پوشیده دارد، هر بار که این شعر را برایش می خوانم یک لبخند ملیحی می زند و شروع به همخوانی با من می کند، البته خانمی  از هر آهنگی که خوشش بیاید با آن آهنگ همخوانی می کند.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


8 − = چهار

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>