روزنوشته‌های یک مادر

روزهای حنایی – ۲۷

بدون دیدگاه

حنا خانم بوسه هایش را  همانند  بزرگتر ها  صدادار انجام می دهد واقعاً زیباست.

خانمی درحال حاضر کلمه عمو -سلام-عمه- خاله-زهرا-بابا-ماما-دادا-هَجی یَه(در زبان ما لقب خانمی است که سفر حج رفته باشد )البته این کلمه را آنقدر زیبا می گوید که دوست دارم مرتب تکرارش کند-آب -اَم-یخچال- میلادو…را یاد گرفته است.این نیز بماند طوطی خانم هر چیزی را که ما بگویم سعی در تکرارش دارد.

خانمی از اتاق که بیرون می آید یا اینکه ما(من یا مهدی جان) از بیرون به داخل خانه بیایم به محض دیدن ما شروع به سلام کردن می کند.البته سلام را این جوری تلفظ می کند”سَلا”

موقع نماز خواندن نیز به نزدیک ما می آید و بعد از اینکه سر از سجده برداشتیم نوبت به خانم می رسد که سر بر روی مهر بگذارد و با خدای خودش راز و نیاز کند ،همچنین زمانهایی که به حنانه جان می گویم نماز بخوان فوراً سر بر روی زمین می گذارد و نماز می خواند.

زمانی که بهش می گویم “حنا قرآن بخوان” با صدای آرام شروع به حرف زدن می کند این را به تقلید از ما که با صدای آرام قرآن یا اینکه دعا می خوانیم در می آورد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دو × 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>