سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی- ۲۸

۳ دیدگاه‌ها

خانم جان بالاخره راه رفتن را شروع کرد آن هم با دنبال کردن توپی که اصلاً توجه خاصی بهش نداشت. اوایل شانه هایش را بالا می انداخت و راه می رفت و مرتب نیز می افتاد شکرخدا الان خیلی بهتر شده است.

حنانی گوشی تلفن یا هرچیزی که شبیه گوشی تلفن باشد را به دست می گیرد وهمزمان هم راه می رود وهم با تلفن صحبت می کند، البته اولین جمله ی که به زبان می آورد این است ” الو شلام” بعد شروع به صحبت کردن می کند آن نیز به زبان خودش.

هر کاری را که ما انجا م می دهیم خانمی سعی در انجام دادنش را دارد.

عسل بانو هر چیزی که برایش سبک است را به دست می گیرد و آن را تکان می دهد و شروع یه گفتن کلمه “تاب تاب” میکند.



  1. هدی می‌گه:

    حنانه رو خیلی ببوس . سمیه حالا که حنا راه افتاده خیلی مواظبش باش

  2. افشین می‌گه:

    سلام بر سمیه خانوم….مادر مهربان
    امیدوارم خودت و حنا کوچولوت سالم و سلامت و سرلند به زندگیتون ادامه بدین
    البته در کنار شوهر محترم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


6 − چهار =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>