سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی – ۵۴

بدون دیدگاه

عسل بانو به شدت به عروسی و عروس خانم و لباس عروس و لباس سفید  هرآنچه که مربوط به عروس باشد علاقه دارد. آنقدر از عروس بازی خوشش می آید که کافی است زمانی که حسابی در حال خراب کاری است، اخطار دهم اگر ادامه دهد نمی تواند عروس بازی کند دیگر خراب کارهایش متوقف میشود. حتی آنقدر اسم عروس را دوست دارد که زمانی از او می پرسند اسمت چیست می گوید: عروس(البته آنقدر عروس را می کشد که حالا همگی عروس را با لهجه حنانه تلفظ می کنیم ). مهرماه که ان شاءالله قرار است خانمی به مهد قرآن برود. چندین بار بهش تذکر دادم که اگر اسمت را پرسیدند بگو حنانه، خلاصه من که فکر می کردم حسابی یاد گرفته است یک بار امتحانی ازش پرسیدم: خانمی اسم شما چیه؟ با کمال ناباوری در جوابم گفت: عروس نمی دانستم گریه کنم یا اینکه بخندم



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه × 8 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>