روزنوشته‌های یک مادر

روزهای حنایی _۱۰۳

بدون دیدگاه

سخت طی شدن اواخر حاملگی و حوصله نداشتن خیلی از کارها و همچنین دردسرهای بعداز زایمان و مهمان داری خودشان از علتهای دیر مطلب نوشتنم هستن
امشبم که حنانه خانم خوابیده و حانیه خانمم تا حدودی آرام است فرصت این را پیدا کردم که چیزی بنویسم .
حنانه خانم فردا انشاالله اولین روز مدرسه اش است و قرار است که همراهیش کنم امیدوارم سالهای پر از موفقیت را سپری کند.
حنانه وحانیه خانم شاید روزی شما این مطلب را بخوانید پس این را بدانید که من و پدرتان تمام آرزویمان این است که شما دو تا دختر در زندگیتان به آرامش برسید واز زندگیتان راضی باشید به امید آینده زیبا برای همه بچه های جهان.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + نُه =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>