سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی _ ۹۳

بدون دیدگاه

_ به حنانه با عصبانیت (آخه من و حنانه با هم مقداری جر وبحث داشتیم) گفتم یه چند تا کاسه بیار و در جوابم گفت مامان چندتا چندتاست و اینطوری بود که حنانه مرا به زیر علامت سوال برد.

_ مربی حنانه از دست تنبلی حنانه در مشق نوشتن شاکی بود بهش گفتم که من وباباشم همینجوری بودیم خیلی خودتو ناراحت نکن، شب این قضیه را برای پدربزرگ حنانه تعریف کردم پدر بزرگش گفت و البته پدربزرگش، ظاهرا او نیز در مشق نوشتن خیلی شب تنبل بوده.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× یک = 9

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>