روزنوشته‌های یک مادر

روزهای حنایی _ ۹۲

بدون دیدگاه

امروز که حنانه را رساندم از مربیشان پرسیدم که دفتر مختصات چیه که حنانه چند روز پیش گفته بود برایش بخرم، یه هو دیدم مربی با صدای بلند گفت آی عزیزم، اول تعجب کردم بعد که شروع به حرف زدن کرد متوجه قضیه شدم، ظاهرا بچه ها همگی دفتر مختصات یا همان شطرنجی آورده بودند بجز حنانه، حنانه با دیدن دفتر بچه ها خیلی سریع دست به کار می شه و صفحه اول دفتر نقاشی اش را با استفاده از خط کش اشکال هندسی  شبیه دفتر مختصات می کنه، و دفتر را پیش خانم مربی می برد  خانم مربی با تعجب می گه حنانه خودت کشیدی حنانه می گه نه خانم دفترم اینجوریه ،خانم مربی که نمی خواد دلش را بشکند برایش توضیح می دهد که چکار باید بکند.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


6 + هشت =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>