سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی_۱۳۱

بدون دیدگاه

- حانیه خانم یکسال و نیم اش را گذراند، شکر خدا واکسنهایش نیز تموم شد، تازگی با حالت بسیار زیبایی بابایش را صدا میزند ، با حالت نازی میگه “بَبا” ، خانم جان طاها که اسم پسرعمه ام  است را نیز با صدای زیبایش ادا می کند، زهرا را نیز با “دَرا” صدا می زند.

- حانیه خانم سر سفره وقتی نوشابه می خواد لیوانش را با التماس رو به افراد میگرد و ادای صدای در نوشابه را در می آورد یعنی میگه “تس″ ، خانمی علاقه عجیبی به چایی و شکلات و شیرینی داره به اندازه ای که راحت می تونی با این سه چیز اون به سمت خودت بکشی.

- وقتی حانیه خانم پسر عمه اش (امیر علی) را می بینید صدایش را کلفت می کند و می گوید”دادا” منظورش همان داداش است.

- موهای حانیه کاملا برعکس حناست، حنانه موهای صاف و خوشگلی داره اما حانیه موهایش کاملا فر است و شانه زدنش مشکل است.

- حانیه عاشق حنانه خانم است و هر کاری را حنانه می کند خانمی تقلید می کند بماند که گازهای وحشتناکی از حنانه می گیرد به حدی که گریه اش را در می آورد.

حالا نوبتی ام که باشه نوبت حنانه خانمه

- حنانه خانم تازگی تونسته آیه اول آیه الکرسی را حفظ کند و نماز را تقریباً یاد گرفته است، با حانیه نیز واقعاً مهربان است، در درس املایش خیلی خوب شده، بماند هنوز بی حوصلگی اش در یادگیری و گریه های سرسام آورش به قوت خودش باقی مانده است.

- حنانه به معلمش گفته بود در کوچکی به سفر حج رفته است ،معلم نیز با لبخند جوابش داده بود که: بخاطر همینه اینقدر نورانی هستی

 



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− چهار = 4

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>