روزنوشته‌های یک مادر

روز دیگر – ۳

۲ دیدگاه‌ها

روزها از پس هم می آیند و می روند و ما غافل از این گذر زمان، در حال حاضر در هفته ۲۹ حاملگی به سر می برم. کم کم لحظه دیدار دختر شیرینمان نزدیک می شود. بعله درست است! این امنت الهی که خدا به من و همسرم عطا کرده است دختر است و اسمش را نیز حنانه انتخاب کردیم.
در این مدات اتفاقات جالبی برایم پیش آمد که دوست دارم آنها را به اختصار بیان کنم:
اول- تقریبا اواخر ماه سوم و اوایل ماه چهارم بودم که درد لگن شدیدی به سراغم آمد. البته هنوز هم نیز تا حدودی ادامه دارد
دوم- در همان ایام بود که امام رضا ما را طلبید و حدود ۴ روز مهمانش بودیم
سوم- هفته ۱۸ بود که اولین تکانهای حنای عزیز را احساس کردم
چهارم- هفته ۲۰ بود که جنسیتش مشخص شد
پنجم- هفته ۲۵ بود که دل درد شدیدی گرفتارم کرد به حدی که احتمال دادند آپاندیس باشد! ولی بعد مشخص شد به علت ساختار شکمم این دل دردها طبیعی است و باید استراحت کنم
در این مدت بارداری به خاطر اینکه پشت میز کامپیوتر خیلی اذیت می شدم مجبور بودم به ندرت از کامپیوتر استفاده کنم، دلیل اصلی آپدیت نکردن وبلاگم نیز همین بود

روزها از پس هم می آیند و می روند و ما غافل از این گذر زمان، در حال حاضر در هفته ۲۹ حاملگی به سر می برم. کم کم لحظه دیدار دختر شیرینمان نزدیک می شود. بعله درست است! این امنت الهی که خدا به من و همسرم عطا کرده است دختر است و اسمش را نیز حنانه انتخاب کردیم.

در این مدات اتفاقات جالبی برایم پیش آمد که دوست دارم آنها را به اختصار بیان کنم:

اول- تقریبا اواخر ماه سوم و اوایل ماه چهارم بودم که درد لگن شدیدی به سراغم آمد. البته هنوز هم نیز تا حدودی ادامه دارد

دوم- در همان ایام بود که امام رضا ما را طلبید و حدود ۴ روز مهمانش بودیم

سوم- هفته ۱۸ بود که اولین تکانهای حنای عزیز را احساس کردم

چهارم- هفته ۲۰ بود که جنسیتش مشخص شد

پنجم- هفته ۲۵ بود که دل درد شدیدی گرفتارم کرد به حدی که احتمال دادند آپاندیس باشد! ولی بعد مشخص شد به علت ساختار شکمم این دل دردها طبیعی است و باید استراحت کنم

در این مدت بارداری به خاطر اینکه پشت میز کامپیوتر خیلی اذیت می شدم مجبور بودم به ندرت از کامپیوتر استفاده کنم، دلیل اصلی آپدیت نکردن وبلاگم نیز همین بود



  1. هدی می‌گه:

    سمیه مهربانم
    خوشحالی تو باعث خولی منم شد برای تو و همسرت و یکی یه دونه ات آرزوی سلامتی میکنم

  2. هدی می‌گه:

    تصحیح میکنم
    باعث خوشحالی منم شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


3 × دو =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>