روزنوشته‌های یک مادر

روز دیگر-۸

بدون دیدگاه

امروز خانم کوچیک در خواب قهقهه زد، شیرین خانم آنقدر قشنگ خندید که آن لحظه آروز کردم که کاش دوباره قهقه بزند



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 × یک =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>