روزنوشته‌های یک مادر

سالگرد ازدواج

بدون دیدگاه

من ومهدی وارد یازدهمین سال زندگی مشترکمان شدیم، جز اون زوجهای بودیم که از صفر شروع کردیم، زمانی من به مهدی جواب بله دادم که نه درسش تمام شده بود و نه وضعیت کارشم معلوم بود همچنین حقوق ثابتی نیز نداشت، سربازی هم که نرفته بود اما زندگیمان را با توکل به خدا شروع کردیم، اعتماد به خدا بزرگترین سرمایه زندگی ماشد، شکر خدای بزرگ مهدی در زندگی باعث پیشرفتم شد و این نیز از عنایت خدای منان است ، بگذریم فقط می خواستم به بهانه دهمین سالگرد ازدواجمان مطلبی نوشته باشم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 × شش =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>