سمیه موسی نژاد

سی سالگی

بدون دیدگاه

هیچگاه فکر نمی کردم که سی سالگی را تجربه کنم، اگر از من بپرسید چرا، واقعا جز نمی دانم جواب دیگری ندارم.

من تا کلاس چهارم ابتدایی از لحاظ درسی بسیار تنبل بودم کلاس پنجم به بعد به علت فامیل بودن معلم ها یا آشنا بودن مدیر های مدرسه ترجیح دادم از لاک تنبلی بیرون بیایم،تا سال دوم دبیرستان تقریبا درسهای حفظی را فقط حفظ می کردم بعضی اوقات اصلا نمی دانستم معنیشان چه می شود مرتباً تذکر می دانند که اول درس را بفهمید بعد حفظ کنید ولی واقعا معنی این جمله را درک نمی کردم، من تا سال دوم فکر می کردم ریاضی ام خیلی ضعیف است، واز املا و خواندن متن ادبی در سر کلاس می ترسیدم، حتی از خواندن زبان انگلیسی نیز ترس داشتم از عربی که متنفر بودم ولی داشتن یک معلم ریاضی و شیمی خوب در اول دبیرستان باعث شد که من به داشتن استعداد ریاضی ام پی ببرم اوایل باورم نمی شد که من استعداد ریاضی داشته باشم( از بس در راهنمایی به خاطر نفهمیدن صورت مسئله سرزنش  شدم) و خلاصه اینکه درست درس خواندن را از دوم دبیرستان ( البته به کمک دوست خوبم لیلا) یاد گرفتم، بعد از دبیرستان سریع وارد دانشگاه شدم و سال آخر کاردانی بودم که ازدواج کردم،سه سال بعد از ازدواجم اولین دخترم به دنیا آمد و۶ سال بعد نیز دومین دخترم به دنیا آمد، در تمام این سی سال،  زندگی من نیز مانند خیلی های دیگر پر از فراز و نشیبهای زیادی بود، امیدوارم  از گذشته درس بگیریم و در توهم آینده به سر نبریم و از همه مهمتر عاقبتمان به خیر شود.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 4 = شانزده

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>