سمیه موسی نژاد

غم دوری

بدون دیدگاه

همیشه زمانی ارزش چیز یا کسی را می دانی که یا از دستت رفته یا اینکه زحمت فراونی برای به دست آوردنش می کشی، حکایت ما نیز از این قرار است که زمانی که خانه مان را درست می کردیم قرار شد خانواده پدر شوهرم در طبقه پایین خانه مان زندگی کنند اما به دلیل کار پدر شوهرم  مجبور شدند به تهران نقل مکان کنند الان یک سال و سه ماه است ما تنها زندگی می کنیم، به طور معمول زمانی که خانواده پدر شوهرم می آیند خانواده عموی همسرم نیز از اصفهان می آیند نامردها یکهو سرمان را شلوغ می کنند و دوباره در یک عملیات ضربتی خانه مان را ترک می کنند تا زمانی که دوباره به شرایط عادت کنیم چند روزی طول می کشد، عمیقاً از خدا می خواهم که خیر خانواده پدر شوهرم را در این قرار دهد که به زودی زود به خانه شان برگردند.توکلت علی الله



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− 1 = شش

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>