سمیه موسی نژاد

فاطمه فاطمه است

بدون دیدگاه

درمانده و بیچاره بر جا ماند، نمی دانست چه کند، بماند؟ باز گردد؟ چگونه فاطمه را ، اینجا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گوئی دیوی است که در ظلمت زشت شب کمین کرده است. با هزاران توطئه و خیانت و بیشرمی انتظار او را میکشد.

شاید شرم آور باشد اما بعد از خواندن این پاراگراف از کتاب فاطمه فاطمه است عمیقاً به تنهایی حضرت علی پی بردم.

علی تنهای تنهای  بود .



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


8 + شش =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>