روزنوشته‌های یک مادر

یک احساس

بدون دیدگاه

روزی تو خواهی آمد       از کوچه های باران       تا از دلم بشویی        غمهای روزگاران

نمی دانم چه حالتی بود فقط این را می دانم زمانی که نوشته‌ی بالا را از وبلاگ سفیر خواندم تمام بدنم بی حس شد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− دو = 3

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>