سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی – ۵۸

بدون دیدگاه

عمه جون فیش بانکی اش را روی میز کامپیوتر گذاشته بود عصر که شد و می خواست فیش را با خودش به کلاس ببرد دید که فیش سر جایش نیست همه جای خانه را گشت اما اثری از فیش نبود همگی مطمئن شدیم که کار خود حنانه است چون یک ساعت پیش در اطراف آن میز بازی می کرد خلاصه خیلی محترمانه از خانمی پرسیدیم که آیا تو بر نداشته ای اما چنان با قاطعیت گفت نه ،حتی از بابایش پرسید بابا تو بر نداشتی؟ تقریباً مطمئن شدیم که او بر نداشته اماعمه فکری به سرش و با یک آدامس برگشت دوباره از حنانه پرسید اگر درست حدس بزنی فیش بانکی کجاست این آدامس را به تو می دهم حنانه نیز با آرامش تمام گفت به نظرم داخل آشغالی است و واقعاً نیز همانجا بود



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


3 + دو =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>