روزنوشته‌های یک مادر

روزهای حنایی- ۱۰۰

بدون دیدگاه

خانمی عید نوروز را خیلی دوست داره علت اصلی اش نیز دورهم جمع شدن اقوام و بودن مدت زیادی میهمان در خانه مان است، با انداختن سفره عید شور و شوق وصف ناپذیری در خانم جان ایجاد می شود، امسال که حنانه با ذوق بیشتری نسبت به سال گذشته سفره هفت سین را با من چید و مثل بقیه سر سفره شروع به خواندن دعای تحویل سال کرد و با صدای بلند دعای فرج و صلوات خاصه امام رضا را خواند انگار انس زیادی بهش پیدا کرده بود  به اندازه ی که در سوم فروردین  پسر عمه ام از آجیلهای سر سفره خورد حنانه با حالتی عصبانی گفت نخور اگه اینا تموم بشه عیدم تموم می شه، در اون لحظه همه بهش خندیدن اما من مادر دلم برای طفلک خودم سوخت که تمام سال را منتظر عید می ماند آن هم نه به خاطر عیدیهایش بلکه به خاطر دورهم جمع شدنهای فامیل.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


4 + = شش

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>