روزنوشته‌های یک مادر

juno

بدون دیدگاه

زمانی که همسرم را می دیدم یک حسی وجودم را فرا می گرفت،  نمی دانستم چه حسی بود عشق یا دوست  داشتن یا زیبایی یا…..! نمی دانستم

تا اینکه چند شب پیش در حین دیدن فیلمjuno  زمانی که دختر دانش آموز( که از دوست پسرش  حامله شده بود)، به دوست پسرش گفت: (البته من جملات را دقیقاً نمی دانم و در اینجا مترادف آن جملات را می گویم)من تو را دوست دارم چون تو برخلاف افراد دیگر به شکم من و چاقی من نگاه نمی کنی، من تو را دوست دارم چون زمانی که می بینمت احساس آرامش می کنم….

شاید باور نکنید که من بعد از این فیلم تازه فهمیدم،اره درسته زمانی که همسرم را می بینم آرامشی تمام وجودم را می گیرد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هشت × = 48

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>