سمیه موسی نژاد

دلتنگی

2 دیدگاه‌ها

بد جوري دلم گرفته است. نمي دانم شايد اين احساسها براي بعد از حاملگي طبيعي باشد.اما خوب حالتهاي زياد جالبي نيست. از تنهايي و انتظار خسته شده ام،قراربود خانواده پدر شوهرم دوباره به شهرمان برگردند اما اين جوري كه بويش مي آيد با ازدواج خواهر شوهرم ديگر قصد برگشت را ندارند (خداي ما نيز بزرگ است )
دوران حاملگي فكر مي كردم با آمدن حنانه جان احساس دلتنگيم برطرف مي شود اما متاسفانه بيشتر نيز شد . با آنكه شكر خدا در كنار همسرم احساس آرامش مي كنم ولي نمي دانم دليل اين همه بي قراريم چيست

بد جوري دلم گرفته است. نمي دانم شايد اين احساسها براي بعد از حاملگي طبيعي باشد.اما خوب حالتهاي زياد جالبي نيست. از تنهايي و انتظار خسته شده ام،قراربود خانواده پدر شوهرم دوباره به شهرمان برگردند اما اين جوري كه بويش مي آيد با ازدواج خواهر شوهرم ديگر قصد برگشت را ندارند (خداي ما نيز بزرگ است )

دوران حاملگي فكر مي كردم با آمدن حنانه جان احساس دلتنگيم برطرف مي شود اما متاسفانه بيشتر نيز شد . با آنكه شكر خدا در كنار همسرم احساس آرامش مي كنم ولي نمي دانم دليل اين همه بي قراريم چيست



  1. هدی گفت:

    سلام سمیه عزیزم خوبی حنانه خانم خوبه
    از شنیدن خبر ازدواج خواهر شوهرت خیلی خوشحال شدم امیدوارم خوشبخت بشه
    کاش ایلام بودم میومدم دیدنت ولی صد حیف که …

  2. لیلا گفت:

    سلام
    نبینم دلت گرفته باشه

    بابت ازدواج سمانه جان هم خیلی خوشحالم و تبریک میگم

    خوشبخت بشه ان شاالله

    راستش من که همیشه خدا دلم گرفته اونم که معلومه چرا

    اما اینا هم میگذره سمیه عزیزم

    بهترین ها رو برای تو حنانه ی عزیز و همسرت از خدا آرزو دارم

    ماندگار و شاد باشی در پناه خدا

پاسخ دادن به هدی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هفت × = 42