سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی -31

بدون دیدگاه

– خانمي مدتي است مثل طوطي همه ي كلمات را تكرار مي كند.
كلماتي كه مي تواند خانم كوچيك تلفظ كند:
ميثم را با مَي شم تلفظ ميكند.
بشين —- بَشين
صندلي —- شندلي
قاشق —- قاشوق
مرسي —- مِلسي
ستاره —- ستاله
گز —-اَز
شكلات —- چُكلات(البته اين كلمه را با صداي آهسته مي گويد چون من او را از زياد خوردن شكلات منع كرده ام)
اين بده من — اين بَدَ مَن
اونجا —آون جا
ياسمن — سنم
ياسر — آسر
ميلاد — مِلاد
خانم كوچيك حتي افراد بزرگ را نيز با نام كوچكشان صدا مي زند مثلاً:
شوهر عمه ام كه اسمش غلام است را با همان نام غلام صدا مي زند يا اينكه عمه ام كه اسمش فرشته است را با فِليشته صدا مي زند.
آنقدر به حركات و كلماتمان دقت مي كند كه چند دقيقه بعدش عين همان حرف يا حركت را ادا مي كند.
شكرخدا مي تواند بيشتر كلمات را تلفظ كند.

– تازگي نيز اگر چيزي دستش مي دهيم مي گويد:” دستت درد نَكِه”

– تقريباً چهار شب مي شود كه خانم جان شروع به مسواك زدن كرده است در كمال تعجب نه تنها از مسواك زدن بدش نمي آيد بلكه خيلي نيز علاقمند شده است.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


3 + چهار =