سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی – 34

بدون دیدگاه

-خانم جان مدتي است كه جملاتش را تقريباً كامل مي گويد مثلاً:
اينو بده من …….اي بده من
خانمي زماني كه مي خواهد به من بگويد كه” مامان بلدي در اين جعبه را باز كني “خلاصه و مفيد جعبه را به دستم مي دهد و مي گويد “مامان بلدي”.

-حتي زماني كه من ناخن پايم را مي گيرم حنانه از دور شروع به جيغ زدن مي كند و مي گويد” آي آي، مامان نكن” اين جمله براي همه حركاتي كه ديگران انجام مي دهند و خانمي از اين حركت بيزار است مي گويد.

-عسل بانو حتي از باباش نيز آهنگهاي درخواستي مي خواهد، مهم نيست از طريق كامپيوتر باشد يا از آي پاد يا اينكه از دستگاه سيدي فقط برايش مهم است كه آهنگ را گوش بده و با آن برقصد.

-حنايي سوره حمد را تا حدودي بلد است بخواند، اوايل كه به اياك نعبد مي رسيدم خانمي به نعبد مي گفت بدو.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ هشت = 16