سمیه موسی نژاد

روزهای حنایی – 67

بدون دیدگاه

مامان جون حنانه در حال جمع كردن كتيبه هاي عزاداري بود(به صورت لوله اي) حنانه خانم نيز جلوي دست مامان جون را گرفت و سعي در كمك داشتن او داشت كه مامان جون گفت : “برو كنار حنان چكار كنم از دست حنانه” حنانه نيز گفت:” بيا بيا رفتم كنار مامان جون اصلاً تربيت نداري “مامان جون به محض شنيدن اين حرف نتوانست جلوي قهقه اش را بگيرد.

 



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


8 − = سه