سمیه موسی نژاد

روز دیگر – 6

بدون دیدگاه

شب اول حنانه خوب نخوابيد علتش را نمي دانستم. صبح روز بعد حنانه به شدت تب كرد و پوستش زرد شد. همسرم و مادرشوهرم او را به مطب دگتر بردند و دكتر سريعاً دستور بستري شدن او را داد. ظاهراً علت تب يا از واكسن بود يا از پوشاندن زياد. انتظار شنيدن خبر بستري شدن حنانه را نداشتم و تا امروز به اين حد ناراحت نشده بودم.
به خاطر عمل سزارين نمي توانستم پيش حنانه بمانم. مادرم و مادر شوهرم به صورت نوبتي پيش او بودند و من تنها براي شير دادنش به بيمارستان مي رفتم. وضعيت جالبي نيود اما خب پيش آمده بود. شكر خدا بعد از يك شب بستري شدن دكتر دستور ترخيصش را داد.
شب اول حنانه خوب نخوابيد علتش را نمي دانستم. صبح روز بعد حنانه به شدت تب كرد و پوستش زرد شد. همسرم و مادرشوهرم او را به مطب دگتر بردند و دكتر سريعاً دستور بستري شدن او را داد. ظاهراً علت تب يا از واكسن بود يا از پوشاندن زياد. انتظار شنيدن خبر بستري شدن حنانه را نداشتم و تا امروز به اين حد ناراحت نشده بودم.
به خاطر عمل سزارين نمي توانستم پيش حنانه بمانم. مادرم و مادر شوهرم به صورت نوبتي پيش او بودند و من تنها براي شير دادنش به بيمارستان مي رفتم. وضعيت جالبي نيود اما خب پيش آمده بود. شكر خدا بعد از يك شب بستري شدن دكتر دستور ترخيصش را داد.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


4 − سه =