سمیه موسی نژاد

راننده تاکسی

بدون دیدگاه

هر روز بعدازظهر که به دنبال حنانه می روم(البته بعضی روزها پیش می آد که همسرم یا پدر شوهرم دنبالش بروند)  تاکسی سوار شدن و راننده ها و یا حتی مردمانی که می بینم همیشه برایم سوژه جدید ایجاد می کنند، ذوست دارم از این سوژه بگویم.

– نانوایی کنار مدرسه حنانه خانم است بعضی اوقات خودم به همراه حنانه به صف نان می رویم و نان می خریم تو صف نان بود که خانم پشت سریم با عجله نان خوردن حنانه برایش جالب شد و گفت آخی گرسنه اشه بعد با یه حالت شک و ترید گفت خواهرتون یا دخترتونه منم با لبخند گفتم دخترمه

– اینکه میگن اول خودتو اصلاح بچه اتم شبیه خودت میشه الکی نگفتن من عادت دارم سوار تاکسی که بشم حتما سلام کنم بدون اینکه این را به حنانه تذکر بدم تا سوار تاکسی میشه سریع سلام میکنه، یه بار یادمه راننده خیلی از سلام کردن حنانه خوشش اومد و کلی براش دوق کرد مخصوصاً وقتی هنگام دادن کرایه به راننده با صدای بلند گفت بفرمایید



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 + = دوازده